.

   

  اما در آن زمان هرگز نشنیده بودم که جسد پاد شاه کدام کشوری را به خاطر ادامه حکومتش چندین ماه در سرد خانه نگهداری کنند و تن بیجان و بیچاره با قبول سردی چندین درجه زیر صفر بیانیه ها، پیام تبریکیه سال نو و هدایات شاهی اش را از آنجا صادر کرده باشد.

 در افغانستان اما وضعیت طور دیگریست. حتا پدر چند ملیون فرزند را بخاطر اهداف خاصی، ماه ها در سردخانه می گذارند و بیست و پنج ملیون فرزند آن پدر مهربان (!) از موضوع آگاهی نمی داشته باشند که سرانجام یتیم گشته اند و بی پدر. جمعیت بیست و پنج ملیونی افغانستان شش ماه تمام از یتیم بودنش میگذشت اما خودش خبر نداشت.

 کسا نیکه میگویند بابای ملت بی انصاف بود، سخت در اشتباه اند. آنها نمی دانند که در این کار بابا هم حتما حکمتی وجود داشته است که فرزندانش پی به آن نخواهند برد.  بابا حتا در سرد خانه هم به فکر ملت و مردم خودش بوده. اگر فکر میکنید که من دروغ میگویم پس لطف نموده همین چند خط را تا آخیر بخوانید تا بدانید که بابای من و شما چقدر فرزندانش را دوست می داشته است.   

   ما  و بابای غمخوار ما شاهد وقایع تأسف باری هستیم که وقتی پدری میمیرد و از خودش مال و میراثی برای فرزندانش بجا میگذارد، فرزندان هم پس از ختم فاتحه شروع میکنند به تقسیم دارایی های بابا، و این موضوع باعث جنجال و کشمکش میان فرزندان آن شخص میگردد. بابای مهربان  و باتدبیر ما بخاطر اینکه فرزندانش پس از مرگ او بر سر تقسیم جایدادش باهم نه جنگند، تمام دارایی اش را تبدیل به دالر و یورو نمود و برای فرزندان اندرش به خارج انتقال داد. چون چند جریب زمین و چند خانه هنوز دالر و یورو نشده بودند، لذا بابای مهربان خبر مرگش را به تعویق انداخت تا آخرین آرزویش بر آورده شود و این فرزندان اندر، در خارجه باشند که بخاطر تقسیم دارایی های بابا بجان هم افتند، نه فرزندان خاص او در داخل کشور که خودش هم نمیدانست چند ملیون هستند، زیرا ایشان حق خویش را که همانا چهل سال سایه بابای مهربان بالای سرشان بود، قبلا گرفته بودند، و حالا هم صاحب قبر بابا میشوند که میتوانند به زیارتگاه خویش بخاطر طلب مراد تبدیل نمایند. پس آیا میراثی از این بهتر وجود داشته میتواند؟ .... بی شکیت است بابا ! واقعا باتدبیر بودی !!!

 ۲۶ جولای ۲۰۰۷