سخن مـن

      درحدود سه دهه از اشتعال آتش جنگ خانمان سوز درافغانستان میگذرد. دراین مدت سرزمین بلادیدۀ ما به بهانه های مختلف مورد تاخت و تاز کشورهای خارجی قرارگرفته است. آنعده ازکشورهای، که ازسالهای زیاد به اینسو چشم طمع بر سرزمین ما دوخته بودند، کوشیده اند تا درامور داخلی وطن ما دخالت کنند، مستقیم و یا غیرمستقیم دست نشانده های خودشان را براریکه قدرت برسانند، تا باشد که پلان های استراتیژیک کشورخویش را به بهای خون هزان انسان بی گناه و بی دفاع افغانستان عملی نمایند. حوادث و وقایعی که از نیمه دوم، دهه هشت قرن بیستم درکشورما شروع شد وتا هنوز ادامه دارد، دارای گوشه های تاریک و پوشیده با ابهام میـباشد که تنها پلان گذاران و اجراکننده گان آن میتوانند به هزاران پرسش ناحل که ذهن هرهم وطن ما را بخود مشغول داشته است پاسخ درست بگویند، تا آن گوشه های تاریک روشن شده و ما ازآن همه سردرگمی بدرآییم.

     لیف گریلـُف سرمشاور نظامی قوای مسلح افغانستان در دهۀ هشتم سدۀ پیشین یکی از آن کسانی است که میتواند بعضی ازچنین نقاط مبهم را آشکار سازد. نامبرده درماه اگست سال 2006 میلادی گفت و شنود مفصلی داشت با تعدادی از ژورنالستان کشور خودش.

     من این گفت وشنود را دریکی از سایت های روسی زبان که نشانی اشرا در اینجا نوشته ام، به خوانش گرفتم و برایم جالب افتاد. باهدف اینکه هموطنان عزیز را نیز درجریان این افشاگری های جنرال مذکور قراردهم، متن کامل مصاحبه را از زبان روسی به زبان فارسی دری برگردان و طی چند بخش ازهمین طریق به دست نشر می سپارم. امید است مورد توجه قرار گیرد.

 

عزیز علیزاده

   

چــطور چنین واقـــع شــد.

بخش دوم

http://www.artofwar.net.ru/profiles/sergei_skripnik_andrei_greshnov_p/view_book/lev_gorelov_kak_eto_bylo

 

گفت و شنود توسط: ارتیــُم شیئـنین                                                             

 

تنظیم کننده گان و تایـپست: اندری گریشنـُف، دمیتری بابکـِین، سیرگی سکریـپنیک.

(ادیسه، مسکو، مینسک، 08.2006)

 

 

 

Lef Gorelov

1975 الی اخیر سال 1979 

سرمشاور نظامی قوای مسلح افغانستان     

 

 

پرسش: شما گفتید که سرکوب مخالفین شروع شد، قوماندان های قول اردوها و فرقه ها را ازوظایف شان برکنار مینمودند. آیا شما کوشش نکردید که برای دفاع از چنین افرادی برخیزید وروی تصمیم گیری های مقامات تأثیر بگذارید؟ آیا در چنین مواردی چیزی از دست تان پوره بود؟

 گریـلـُف: بلی، بلی. زمانیکه قوماندان قول اردوی گردیز را برطرف مینمودند، من نزد تره کی رفتم، با سفیر قبلا ً درمورد مشوره نموده بودم. با تره کی حرف زدم و دلایل زیادی را مطرح نمودم که بهتر خواهد بود اگر قوماندان قول اردو دوباره به وظیفۀ قبلی اش برگردد.

   مگرتره کی مخالفت نمود و پیشنهاد مقرری فرد دیگری را به مقام قوماندانی قول اردو داد و گفت:

     ـ چه کسی را شما در آن مقام پیشنهاد می کنید؟

من درجواب گفتم:

     ـ من این حق را ندارم تا کسی را به کدام مقام پیشنهاد نمایم، اگر شما می خواهید نظر مرا درمورد کیفیت کاری  کسی بدانید، قوماندان فرقه دوازده از نظر من، کارآگاه ترین فرد در آن مقام میتواند باشد. اوقابلیت قوماندانی قول اردو را دارا میباشد.

    همچنان درمورد قول اردوی قندهار نیز چنین شد. آنجا هم یک قوماندان ورزیده، قوماندانی قول اردو را به عهده داشت. زیاد کوشش نمودیم تا او در مقام خودش باقی بماند. مگر اورا هم سبکدوش نمودند. 

    با قول اردوی مرکزی هم نتوانستیم کاری بکنیم. قوماندانی قول اردوی مرکزی را، شخصا ً وزیر دفاع به عهده داشت، پسانترها، قوماندان یکی از فرقه ها را یافتند و قوماندان قول اردوی مرکزی مقرر ساختند.

     ما میتوانستیم تأثیرگذار باشیم، اما بسیار به مشکل. از نظر کیفیت و لیاقت ما افسران زیادی را میشناختیم، اما از نقطۀ نظر دیدگاه سیاسی شان به ما، هیچ کسی نمیتوانست چیزی بداند. قبل از آن، ما هرگز نتوانسته بودیم چیزی بدانیم.

     را جع به وزیر دفاع باید بگویم که خودم شخصا ً نزد تره کی رفتم، خواهش نمودم که قادر را به صفت وزیر دفاع نگهدارد، زیرا او یک دوست واقعی اتحاد شوروی است. او مدت زمان زیادی را در شوروی بوده و تحصیل کرده است، او یک پیلوت خوب نیز است. دیگر اینکه او رهبری نظامیان را در شورش، کودتا و انقلاب به دست داشت. اورا به طورموقت سرجایش نگهداشتند، اما پس از چند ماه از وظیفه برطرفش نمودند. او و امین نمیتوانستند باهم زبان مشترک بیابند.

 

پرسش: چرا و روی چه دلایلی آن اشخاص را از وظایف شان برطرف مینودند؟

 

گریـلـُف: آنها در زمان داود وظیفه اجرا مینمودند، ویا درست تر بگویم، درزمانیکه سیستم بورژوازی سیاست حکومت بود، سرقدرت بودند. یک سیستیم تازه روی کار آمده بود، کسانیکه هدف شان اعمار جامعۀ سوسیالیستی بود. کمونستها به قدرت رسیده بودند، درآنجا کمونستها زیاد بودند. کسانیکه کمونست نبودند از وظیفه سبکدوش میشدند.

 

پرسش: چون شما در زمان داود هم کار مینمودید، زمانیکه  قدرت تغیر خورد و چهره های جدیدی سرکارآمدند، روابط ایشان با شما چطور بود؟ آیا به شما  این احساس دست نمیداد که روابط ایشان با شما تغیر نموده است؟

 

 گریـلـُف: نی، روابط ما بسیار عادی بود.  من می خواهم یکبار دیگر تأکید نمایم، زمانی که من کار می کردم، هرگز روی مسائل سیاسی مداخله نداشتم. من همراه با مشاورین دیگر، نشست ها و گفتگوهای میداشتیم و تنها روی آموزش تاکتیک های جدید نظامی کار مینمودیم. باز هم تکرارمینمایم تنها روی آموزش تاکتیک و آماده گی های رزمی کارمی کردیم.

   اگر یاد شما باشد، در مورد رابطه میان " خلق " و " پرچم " پرسیده بودید، گاهی چنین اتفاق می افتاد که بعضی از صاحب منصبان مربوط به این و یا آن شاخۀ حزب، انگشت انتقاد بسوی هم میگرفتند و یکدیگر را نظامی نا دان خطاب می نمودند. آنجا تنها نزاع میان آنها بود و دخالت ما غیر ضروری مینمود.

 

پرسش: شما مصروف آموزش تاکتیک های نظامی بودید، چه موفقیت های درمدت دوسال تا وقوع انقلاب داشتید؟

 

گریـلـُف: اوه! من باکمال میل به شما قصه میکنم. داود کاملا ً در این مورد از ما حمایت میکرد. نخست اینکه:

     ما فرقه ها را آموزش انداخت های نظامی میدادیم، ازسفرای تمام کشورها که در کابل حضور داشتند، دعوت نمودیم تا نتیجۀ  آموزش های مارا ببینند.  پیش از همه چیز، ما توانستیم  اردو را به میدانهای تعلیم بکشانیم، تولی ها و کندک هارا آموزش دادیم، آموزش تعلیم و جمع نظام غند ها را نیز انجام دادیم. ما توانستیم آموزش و کارکرد های یکی ازفرقه هارا طور نمونه به نمایش بگذاریم. داود، وزیر دفاع و تمام سفرای کشورهای متحابه در کابل، در آن نمایش آموزشی حضور داشتند. نتایج پیش چشم همه بود و ما معتقد بودیم که در طی گذشت زمان به موفقیت های بیشتری برسیم، و نتایج بدست آماده را دوچند سازیم.

    می خواهم تأکید کنم، فضای کار برای یک مشاورنظامی در زمان داود خیلی بهتر بود. او در تمام امور مارا پشتیبانی مینمود. اما، زمانیکه تره کی وببرک قدرت را به دست گرفتند، کشمکش میان شان شروع شد. این کشمکش ها تأثیرمنفی و عمیقی  روی ساختار قول اردوها گذاشت. کارهای " بی مفهوم " شروع شد. ما، می گفتیم که باید این کار هارا کرد. اما، آنها خلاف آنرا میکردند. به مشکلات زیادی مواجه بودیم، به آنهم کارهای زیادی را توانستیم انجام دهیم.

    با روی کار آمادن قدرت جدید، ارگانهای سیاسی در اردو به وجود آمد. سر مشاور سیاسی، واسیلی پیتروویچ زاپلاتین، امور و پیشبرد کارآن را به عهده گرفت. او کارهای زیادی را به خاطر ایجاد نهاد های سیاسی اردو انجام داد، و این خدمتی بود بس بزرگ و ارزنده برای انسجام هرچه بهتر افراد دراردو. خیلی به جاست که یادآورشوم، او کوشش های زیادی را برای آشتی دوجناح حزب بخرج داد. اوکارهای زیادی کرد که بعضی ازآنهارا برمیشمارم:

     ـ در تمام فرقه ها وغند ها ارگانهای سیاسی را ایجاد نمود. این کار به نحوی درانسجام اردو کمک رساند. درمجموع تمام رابطه ها دراردو از دید گاه سیاسی برقرار میشد. مگر، آشکارا کسی چیزی درمورد ایجاد معاونیت های سیاسی دراردو نمی گفت و مخالفت نمیکرد. اما، به وضاحت احساس میشد که قوماندانان نمی خواستند قدرت شان را با کارمندان سیاسی تقسیم نمایند. هیچ قوماندانی نمی خواست تا دستیار و یا معاون داشته باشد. آنها می خواستند تا همه کارهای شان را به تنهایی اجرا نمایند.

 

پرسش: آیا پس از انقلاب، مشاورین شوروی بخاطر اجرای برنامه های کاجی بی نیز به آنجا میامدند؟

 

 گریـلـُف: پس از انقلاب مشاورین قوای سرحدی هم آمدند، آنها شروع به ایجاد قوای سرحدی نمودند. و این فرصتی بود تا ما  خوبتر بتوانیم اردو را بسازیم. بسیاری از قطعات و جزوتامهای اردو در سرحدات با پاکستان مستقر شدند، و ما کوشش نمودیم تا آنها را دریک منطقه جمع نماییم، درمحلات تجمع شان، خواستیم ایشان را آموزش دهیم. اما، قوای سرحدی که تازه ایجاد شده بود، از سرحدات محافظت مینمود. ما با سرحدی ها نزدیکترین تماس هارا داشتیم. اما، مدت کوتاهی از ایجاد آن گذشته بود. من صادقانه باید بگویم که قوای سرحدی با کاجی بی اتحاد شوروی هیچگونه ارتباطی نداشت. چنین بود وظیفۀ ما...

 

پرسش: بعضی از ارگانهای نشراتی مینویسند که اختلافات میان " خلق "  و " پرچم " باعث کشمکش میان مشاورین ما نیز گردیده بود. چه کسانی بیشتر باخلقی ها در ارتباط بودند و چه کسانی با پرچمی ها؟

 

گریـلـُف: اگر حقیقت را بگویم، ما وجود چنین موضوعی را احساس نکرده و نه دیده بودیم. همه روزه نزدیک شام، پس از ختم کار، مشاورین نزد من میامدند، من همیشه برای شان میگفتم:

    ـ فعلا ًما در شرایط وخیمی قرارداریم، آنها باهم دعوا دارند، شما دراین کشمکش خود تان را دخیل نسازید، از هیچ کدام شان حمایت نکنید، تنها بخاطر آماده سازی رزمی اردو تلاش نمائید.

    پسانترها، آن اختلافات پا به مرحلۀ جدیدی گذاشته بود. روزی نیکلای واسیلیویچ اگارکـُف، برایم چنین گفت:

    ـ " لیف نیکلایویچ! در افغانستان از طریق بم و راکت نظم را ما برقرار ساخته نمیتوانیم."

 

پرسش: انقلاب صورت گرفت، قدرت را " کمونستهای نامنهاد" به دست گرفتند. شما قبلا ً گفته بودید که پیش از آن اوضاع درافغانستان کاملا ً آرام بود، وقوع انقلاب روی آن آرامش چه اثرگذاشت؟

 

گریـلـُف: من همه چیز را می دیدم، خبرهای مؤثـقی هم داشتم که وضعیت در افغانستان رو به خرابی است. آن مشکلات به کدام اساس پیدا شده بود: به طورمثال، من مرد فقیری بودم و تنها یک خانه داشتم، با 20، 30، 40 بسوه زمین. شما مرد پولداری بودید. بخشی از زمینهای شمارا به من دادند، مگر من نمیتوانم زمین شمارا بگیرم و نمی گیرم. تعداد کمی از مردم بی بضاعت زمین را قبول کردند، چنین عملی را عنعنات شان ممنوع ساخته بود. اختلافات در دهکده های شان شروع شد، آنجا دارای دهکده های زیادی میباشد. چنین اوضاعی میان افسران وصاحب منصبان هم تأثیرات ژرف خود را گذاشت. چون بسیاری از افسران از دهکده ها سربلند کرده بودند.

 

پرسش: آیا نارضایتی در اردو ازهمین مسئلۀ اصلاحات اراضی شروع شد؟

 

گریـلـُف: بلی، درست گفتید، نارضایتی در اردو ازهمان اصلاحات و تقسیم زمین شروع شد.

 

پرسش: اوضاع واقعی در کشور ازچه قرار بود؟ و چطور شد که مقاومت ها دربرابر رژیم شروع شد؟

 

گریـلـُف: مقاومتهای داخلی وجود نداشت. تجاوز فعال وآشکار خارج از کشور شروع شد. ازجانب پاکستان، کمکهای فراوانی برای باند های سازماندهی شده شروع شد، ما آنهارا به همین صفت یاد میکردیم. تبلیغات بسیار وسیع و دامنه داری برضد تره کی و امین شروع شده بود و وسعت مییافت.

 

پرسش: آن همه مداخلات و تهدید ها درعمل چطور دیده میشد؟

 

 گریـلـُف: باندهای مسلح فرستاده می شدند، گروپهای مقاومت سازماندهی میگردیدند. مقاومتها به اشکال مختلف بروزمیکردند:

     ـ به صورت سازماندهی مظاهره ها وگردهمایی های که شعارهای برضد دولت جدید میدادند، حمله به قوتهای قوای مسلح سازماندهی میشد. تقریبا ً درهرمنطقۀ از کشور قوتهای قوای مسلح حضور داشت. زیرا تعدادی از مردم از سیاستهای تره کی ناراضی بودند. اما، تمام خرابکاریها بر ضد تره کی و برضد رژیم کمونستی ( چنین لقبی را مخالفین به رژیم داده بودند ) ازداخل پاکستان سازماندهی  میشد.

 

پرسش:  شما چه زمانی با تره کی و امین معرفی شدید؟ خواهشمندم برای ما تعریف کنید.

ادامه دارد

 

گروهی از سربازان  قطعه کشف خسته از جنگ، در اسعدآباد کنر