گفته می شود که شاعر طبیعت حساس دارد و خیلی زودرنج است. به همین خاطر شاعر همیشه درد و رنج جامعه را فریاد می زند، در حالی که خود شاعر زندگی سخت و طاقت فرسایی دارد، اما هرگز کس دیگری غیر خود شاعر پـیدا نشده تا احساس شاعر را درک نموده  و درد شاعر را به فریاد نشسته باشد. خود شاعر هم خودش را فراموش نموده و هرگز نخواسته تا آن دردی  که درون سینه اش انبار شده به بیرون درز کند، وسیل خروشانی شود در مقابل بی عدالتی های جامعه.     و اما اینبار شاعر زمانه ی ما، سروده پرداز دیروز، امروز و فردای کشور ما، امیرجان صبوری این سکوت شاعرانه را شکست و درد شاعر را به فریاد نشست. امیرجان صبوری که در این چند سال اخیر توانسته با سرود و ساز بی همتا اش سرآمد روزگار خودش باشد، اینبار « شاعر زمانه » را سرود، آهنگ ساخت و کمپوزش کرد. و چه خوب که این شعر زیبا و کمپوز بی همتا از حنجره گیرا و دلنشین دوجوان بااستعداد، تواب آرش و احمدشاه مستمندی بلند شد و فریاد رسایی شد، و تا دوردست ها درتار و پود مردم هنردوست ما جای گرفت. همگام با آواز زیبا و رسای دوجوان، تصویر برداری و موسیقی عالی و دلنشین نیز بر زیبایی آن افزوده و زندگی  شاعر زمان مارا چه زیبا و بجا بیان می دارد.   می گویند کسی از کتابفروشی پرسید که بازار فروش کتاب چطور است؟ کتابفروش خنده تلخی نمود و گفت: ـ کسانی که علاقمند کتاب و مطالعه اند، پول ندارند، اما کسانی که پول دارند کتاب نمی خرند. پس خودت می توانی حدس بزنی که بازار کتاب چطور است. در تصویر برداری و قصه پردازی کلیپ زیبای « شاعر زمانه » دیده می شود که شاعر کتابش را با چند قرص نان خشک تبادله می نماید و این فلسفه ایست  بزرگ، ومیرساند که علاقمند کتاب نان دهنش را می دهد تا کتابی بدست بیاورد، و شاعر از گرسنگی چاره جز تبدیل کتاب به نان نمی بیند.  اینجاست که امید تازه ای در دلها جوانه میزند، پس نباید ناامید بود، زیرا هستند کسانی که کتاب برای شان مهمتر از نان خشک است. درجامعه که مردم آن بتوانند گرسنگی را تحمل نمایند، اما بی فرهنگی را نه، پس باید به آینده امید وار بود. این هم همان سروده که فریادیست رسا، بلند و کوبنده... 

از ما سلام ِ شاعر زمانه

گل به کلامت شاعر زمانه

چیزی نمی گی تا همه بدانه

از صبح و شامت شاعر زمانه

شاعر زمانه،  درد و رنج شاعری ره کسی نمیدانه

شعر عاشقانه تنها، تنها در قید دفترچه ها می مانه

دانه دانه دانه درهوای بی هوائی می میره ترانه

لاله لاله لاله، زندگی سواله

اینجا همه خسته، آنجا چه شور و حاله

لاله لاله لاله، عاشقی محاله

گنجشک های عاشق، سر به زیر باله

اول آشنائی، آخرش جدائی

زندگی چی داره؟ غیر بی وفائی

قصه قصه قصه، حرف بی جوابی

رفته رفته گم شد، همدمی حسابی

  شاعر زمانه،  درد و رنج شاعری ره کسی نمی دانه

شعر عاشقانه

تنها، تنها در قید دفترچه ها می مانه